تاریخ رایحه از کجا شروع میشه؟

فصل اول کتاب Scent and Chemistry در مورد تاریخ عطرسازی صحبت میکنه. ولی اگر بخوایم دقیق تر نگاه کنیم بهتره بگیم تاریخ رایحه. چرا نمیشه گفت تاریخ عطر سازی چون از دوره پیش از تاریخ و استفاده از روایح صحبت میکنه. زمانی که نه عطری وجود داشته نه کسی چیزی از فرمول نویسی میدونسته. حتی ممکنه خیلی قبل تر از گونه فعلی انسان بوده باشه. نویسنده برای شروع میره سراغ آتش. خیلی وقت ها وقتی از تاریخ عطر صحبت میکنیم مستقیم میریم سراغ مصر باستان. اینجا داستان خیلی قبل تر شروع میشه.

شواهدی از کنترل آتش در حدود ۵۰۰ هزار سال پیش وجود داره. در یک محوطه باستانی به اسم گشر بنوت یعقوب (Gesher Benot Ya’aqov) هم آثار چوب و دانه های سوخته و سنگ چخماق پیدا شده که حدود ۷۹۰ هزار سال قدمت دارن. یعنی داریم از انسان تبارهایی صحبت میکنیم که خیلی قبل تر از ما زندگی میکردن. انسان راست قامت و انسان کارگر و گونه های نزدیک به اونها از آتش برای آماده کردن غذا استفاده میکردن. حالا فرض کن وسط این چوب هایی که برای روشن نگه داشتن آتش جمع میکردن چوب رزینی هم بوده. چوبی که وقتی حرارت میبینه بوی مشخصی آزاد میکنه. احتمالا هم اون موقع کسی نمیدونسته ماده معطر چیه و چه اتفاقی برای ترکیبات داخل چوب میفته. فقط متوجه میشده بعضی چوب ها بعد از سوختن بوی متفاوتی دارن. (تا اینجا مشخصه که فقط میدونه یک چوبی بعد سوختن رایحه داره.)

همین استفاده از آتش برای تهیه غذا یک بحث دیگه رو هم باز میکنه. ریچارد رنگهام (Richard Wrangham) که انسان شناس هست این فرضیه رو مطرح کرده که پخت غذا ممکنه خیلی زودتر شروع شده باشه. حتی چیزی حدود ۱.۷ میلیون سال پیش. اینجا نویسنده ارتباطی بین پخت غذا و تغییرات تکاملی صورت انسان مطرح میکنه. اینکه آماده کردن و جویدن غذا و شکل صورت در طول تکامل تغییر کرده و این تغییرات میتونسته روی تجربه بویایی غذا هم اثر بذاره. این بخش هنوز در حد توضیح یک فرضیه است.

اما بویایی غذا چطور اتفاق میفته؟ ما وقتی یک ماده رو مستقیم از بینی بو میکنیم یک مسیر داریم و وقتی غذا توی دهانه مسیر دیگه ای هم وجود داره. مولکول های فرار غذا از پشت دهان به سمت حفره بینی حرکت میکنن و به گیرنده های بویایی میرسن. بهش میگن Retronasal Olfaction. بخش زیادی از چیزی که موقع خوردن غذا به عنوان طعم میشناسیم به همین سیستم بویایی مربوطه. مثل زمانی که بینی گرفته و غذا رو میخوری ولی اون چیزی که همیشه ازش درک میکردی رو نداره. زبان هنوز کار خودش رو انجام میده ولی بوی غذا درست دریافت نمیشه. حالا وقتی مواد مختلف روی آتش قرار میگرفتن و بوی غذا تغییر میکرد، انسان با تجربه های بویایی جدیدی هم روبرو میشد. این ارتباط آتش با بو فقط به چوبی که میسوخت محدود نمیشد.

در ادامه بحث ادویه ها مطرح میشه. ادویه فقط قرار نبوده غذا رو خوش طعم کنه. بعضی مواد گیاهی به نگهداری غذا هم کمک میکردن و بعدها کاربردهای درمانی مختلفی هم بهشون نسبت داده شد. یه موضوع دیگه اینکه انسان برای مدت طولانی بین بو و بیماری ارتباط برقرار میکرد. تا اوایل قرن نوزدهم هنوز این باور وجود داشت که بوی بد خودش باعث بیماری میشه و بوی خوب میتونه بیماری رو درمان کنه یا بوی بد رو بپوشونه. از طرف دیگه بعضی ترکیبات معطر واقعا فعالیت ضد میکروبی دارن. این باوری که درباره بو و درمان بیماری داشتن تا مدت ها ادامه پیدا کرد.

آتش یک کاربرد دیگه هم داشته. سوزاندن اجساد. و مشخصه که سوختن بدن بوی ناخوشایندی ایجاد میکنه. کتاب توضیح میده که استفاده از چوب های خوشبو و رزین ها و گیاهان معطر در مراسم سوزاندن اجساد به مرور با آیین های مذهبی پیوند پیدا کرد. یعنی از یک طرف مسئله بوی محیط وجود داشته و از طرف دیگه کم کم خود رایحه معنی پیدا کرده. دود مواد خوشبو فقط دود نبود. در خیلی از فرهنگ ها تصور میکردن این بوها میتونن ارتباطی بین انسان و جهان بعد از مرگ ایجاد کنن. هدیه ای که برای خدایان فرستاده میشه. این نگاه رو توی نوشته های باستانی مختلف میشه دید.

واژه Perfume رو هم در کتاب به عبارت لاتین Per Fumum ربط داده که به معنی از میان دود هست. وقتی کاربرد بخور و سوزاندن مواد معطر رو در تمدن های قدیمی میبینیم این ارتباط معنی پیدا میکنه. (شاید دود کردن اسفند هم از نظر شکل مراسم یادآور همین استفاده از دود مواد معطر باشه.) بعدها این بخور دادن از معابد به خانه ها هم راه پیدا کرد.

بخور و مر (Myrrh) از قدیمی ترین مواد معطر شناخته شده هستن. توی کتیبه های آشوری نوشته شده که بخور رو به خدای خورشید در نینوا تقدیم میکردن. در زمان حمورابی سالانه حدود هزار تالان بخور در معبد بل در بابل سوزانده میشده. یک تالان واحد وزن بوده و این مقدار در مجموع حدود ۲۹ هزار کیلوگرم میشه. این حجم از مصرف بخور توی یک معبد رو در نظر بگیر.

در مصر باستان هم ترکیب رزین های مختلف رایج بوده. مثلا مر و اپوپاناکس (Opopanax) رو با پوست دارچین و مواد معطر دیگه ترکیب میکردن و میسوزوندن. چوب های معطر هم جایگاه خودشون رو داشتن. چوب سدر رو توی حماسه گیلگمش میبینیم و مصری ها از روغن چوب سدر در ساخت مرهم های مخصوص مردگان استفاده میکردن. همراه با قیر و رزین های معطر. یکی از دلایلی که سدر براشون اهمیت داشته تصوری بوده که درباره دوام و جاودانگی اون داشتن.

چوب صندل هم سابقه استفاده طولانی داره. بیشتر از چهار هزار سال. مخصوصا توی فرهنگ های شرقی و هند جایگاه خاصی داشته و در منابع مذهبی هم ازش نام برده شده. اسم این ماده برای ما بیشتر یادآور متریال عطرسازیه. ولی توی اون دوران جنبه مذهبی و ارزش خود ماده هم اهمیت داشته.

تاریخ عطرسازی در یونان و روم

از زمان های قدیم بو فقط مربوط به استفاده از مواد معطر نبوده. توی نوشته های فیلسوفان و پزشکان و حتی داستان های اساطیری هم به وفور میشه در مورد بو و رایحه خوند.

مثلا هومر در مورد روایحی صحبت میکنه که خدایان یونانی دوست داشتن. توی ادیسه (Odyssey) به عطر و بوی آفرودیت اشاره میشه. یا داستان اودیسئوس که توسط سرسه (Circe) اسیر شده بود. سرسه یک جادوگر بود که از مواد معطر جادویی استفاده میکرد. توی این داستان ها رایحه فقط برای خوشبو کردن بدن نبوده. حتی قدرت جادویی هم بهش نسبت میدادن.

هلن تروا هم که دزدیده شدنش باعث جنگ تروا شد، به خاطر زیبایی فوق العاده اش معروف بود. طبق روایت هایی که توی کتاب اومده بخشی از این زیبایی رو به اسرار آرایشی اون نسبت میدادن. هلن ظاهرا دستور ساخت محصولاتی که استفاده میکرد رو هم در اختیار بقیه قرار میداده.

نویسنده این موضوع رو به شروع فرمولاسیون محصولات آرایشی و عطرسازی ارتباط میده. البته اینجا از فرمولاسیون به مفهوم امروزی صحبت نمیکنیم. ولی اینکه یک نفر بدونه برای ساخت یک محصول معطر باید چه موادی رو با هم ترکیب کنه و روش ساخت اون رو هم به دیگری آموزش بده، خودش اهمیت داره.

یونانی ها توی استخراج مواد معطر از گیاهان و رزین ها مهارت زیادی داشتن. مخصوصا با استفاده از روغن زیتون. مواد گیاهی رو در تماس با روغن قرار میدادن تا بخشی از ترکیبات معطر وارد اون بشه.

استخراج رایحه گل های تازه با استفاده از مواد چرب هم از روش هایی بوده که در یونان شناخته شده بود. کتاب این روش رو به انفلوراژ (Enfleurage) ارتباط میده. روشی که بعدها در جنوب فرانسه و مخصوصا بین قرن های هفدهم تا نوزدهم کاربرد زیادی داشت.

شاید بد نباشه اینجا کمی در مورد انفلوراژ صحبت کنیم. چون وقتی اسم این روش میاد معمولا یاد استخراج رایحه از گل هایی میفتیم که بعضی از اونها رو نمیشه به راحتی با تقطیر استخراج کرد.

در انفلوراژ از چربی برای جذب ترکیبات معطر گل ها استفاده میشه. گل های تازه با چربی تماس پیدا میکنن و به مرور ترکیبات معطر وارد اون میشن. البته روش های اجرا و مواد مورد استفاده در دوره های مختلف یکسان نبوده. بعدا توی بخش های مربوط به استخراج مواد اولیه میشه بیشتر در مورد این موضوع صحبت کرد.

یه شخصی به اسم آنتیفانس (Antiphanes) هم در مورد آماده سازی تنتورها (Tinctures)، لوسیون ها، اسانس ها و کرم های معطر نوشته. محصولاتی که برای خوشبو کردن یا مرطوب کردن بخش های مختلف بدن استفاده میشدن.

این یعنی استفاده از مواد معطر فقط محدود به مراسم مذهبی و بخور دادن نبوده و محصولات مختلفی برای استفاده شخصی هم وجود داشتن.

وقتی به نوشته های هرودوت، هوراس، اووید، پلینی و مخصوصا مارتیال نگاه میکنیم، بارها به استفاده از محصولات معطر اشاره شده. حتی اینکه مردم چه بوهایی رو بیشتر دوست داشتن هم در بعضی منابع ثبت شده.

تئوفراستوس (Theophrastus) نوشته که یونانی ها بیشتر به بوی گل رز، سوسن و بنفشه علاقه داشتن. از اون طرف مارتیال گزارش کرده که رومی ها بوهایی مثل زعفران و بالسام ها رو بیشتر ترجیح میدادن. البته توی کتاب از این روایح به عنوان بوهای مردانه تر یاد شده. همون چیزی که امروز هم در مورد بعضی خانواده های بویایی میشنویم، ولی این دسته بندی ها در طول زمان و در فرهنگ های مختلف تغییر میکنن.

مواد معطری که در اون دوران استفاده میشدن تعدادشون کم هم نبوده. نرگس، زنبق، کالاموس (Calamus)، دارچین، کوستوس (Costus)، وتیور، آویشن، مرزنجوش و روغن ناردین (Nard) از جمله موادی هستن که توی کتاب نام برده شده.

حتی پلینیوس بزرگ در کتاب تاریخ طبیعی خودش از کرمی صحبت کرده که ۲۷ ماده معطر در ترکیب اون استفاده شده بود.

۲۷ ماده برای ساخت یک کرم معطر. این موضوع رو در نظر بگیر که هنوز خبری از متریال سنتتیک امروزی و امکانات آنالیز و فرمول نویسی مدرن نبوده. ولی ترکیب تعداد زیادی ماده معطر برای ساخت یک محصول از همون دوران انجام میشده.

در یونان باستان هم عطرسازان شناخته شده ای وجود داشتن. مثلا مگالوس (Megallus) و پرون (Peron) که از عطرسازان مشهور آتن بودن. در روم هم کوسموس (Cosmus) و نیسرو (Nicero) به عنوان عطرساز یا Unguentarii شناخته میشدن.

کلمه Unguentarii به افرادی مربوط میشده که با تهیه و فروش روغن ها و مرهم های معطر سر و کار داشتن.

یه تفاوت جالب بین یونانی ها و رومی ها هم وجود داشته. طبق توضیحات کتاب، یونانی ها در مصرف عطر اعتدال بیشتری داشتن ولی رومی ها خیلی بیشتر از مواد معطر استفاده میکردن. حتی گاهی به شکل افراطی.

کاتولوس (Catullus) از شدت علاقه به روایح خودش رو فقط بینی توصیف کرده بود.

از طرف دیگه همه هم با این میزان استفاده از عطر موافق نبودن. مثلا پلینیوس بزرگ عطرسازی رو یک تجمل غیرضروری میدونست. سولون (Solon) هم که از قانون گذاران آتنی بود، استفاده از عطر رو برای مردان یونانی ممنوع کرده بود.

ولی در مقابل ارسطو نگاه متفاوتی به بو داشت و از تاثیر بوهای خوشایند بر احساس خوب انسان صحبت میکرد.

آناکرئون (Anacreon) هم استفاده از عطرهای خوشبو روی سر رو برای درمان بیماری توصیه میکرد.

این بخش رو اگر کنار صحبت قبلی کتاب در مورد ارتباط بو و بیماری بذاریم، میبینیم که استفاده درمانی از روایح در دوره های مختلف ادامه داشته. البته منظور اینه که مردم اون دوران چنین باوری داشتن.

در کتاب تاریخ طبیعی پلینیوس و همین طور De Materia Medica نوشته دیوسکوریدس (Dioscorides) به کاربردهای مختلف مواد معطر اشاره شده. موادی که بعضی از اونها امروز هم در عطرسازی استفاده میشن ولی کاربرد و شناخت ما از اونها تغییر کرده.

اولین پژوهش ها درباره حس بویایی هم به دوران باستان برمیگرده. مثلا جالینوس (Galen) که پزشک امپراتور مارکوس اورلیوس بود، در مورد عصب بویایی مطالعه کرده بود. کتاب کشف عصب بویایی رو به جالینوس نسبت میده.

ولی شناخت سیستم بویایی فقط به این محدود نبود که انسان بفهمه یک عصب برای دریافت بو وجود داره. موضوع دیگه این بود که چرا مواد مختلف بوی متفاوتی دارن. اصلا چه چیزی باعث میشه یک ماده خوشبو باشه و ماده دیگه بوی زننده ای داشته باشه.

اینجا نویسنده میره سراغ لوکرتیوس (Titus Lucretius Carus) که بین سال های ۹۸ تا ۵۴ پیش از میلاد زندگی میکرده. فیلسوف و نویسنده رومی که توی کتاب De Rerum Natura در مورد ارتباط شکل مواد با بوی اونها صحبت کرده بود.

طبق نظریه لوکرتیوس موادی که بوی خوش دارن باید شکل صاف و گردی داشته باشن و موادی که بوی تند و ناخوشایند دارن شکل خشن و زاویه دار. یعنی تصور میکرده شکل ماده میتونه مشخص کنه چه بویی داشته باشه.

این موضوع برای شناخت تاریخ شیمی عطر جالبه چون هنوز خبری از شناخت ساختار مولکولی به شکل امروزی نبوده. ولی تلاش میکردن برای تفاوت بوی مواد یک توضیح پیدا کنن. در این نظریه گفته میشد ذرات مواد معطر از مسیرهایی در اندام حسی عبور میکنن که باید از نظر شکل با اونها هماهنگ باشن. شبیه چیزی که بعدها با عنوان اصل قفل و کلید (Lock and Key) در شیمی و زیست شناسی مطرح شد.

امیل فیشر (Emil Fischer) از همین مفهوم قفل و کلید برای توضیح ارتباط آنزیم و سوبسترا استفاده کرد. البته نظریه لوکرتیوس در مورد گرد بودن مولکول های خوشبو و زاویه دار بودن مولکول های بدبو رو نمیشه با دانش امروزی توضیح دقیقی از عملکرد سیستم بویایی دونست.

بعدها با پیشرفت شیمی، ارتباط ساختار مولکولی و بو یکی از موضوعات مهم در شناخت مواد اولیه عطرسازی شد. همون موضوعی که در فصل سوم همین کتاب مفصل در موردش صحبت میکنیم. Structure Odor Relationship یا رابطه ساختار و بو.

تقطیر و اولین عطرهای الکلی

حالا برگردیم به خود عطرسازی.

تا این زمان عطرهایی که ساخته میشدن بیشتر ترکیبات روغنی، کرم ها و مرهم های معطر بودن. توی نوشته های تاریخی با عنوان Unguenta هم از اونها یاد شده. هنوز عطرهای الکلی به شکلی که امروز میشناسیم وارد زندگی مردم نشده بودن.

برای رسیدن به این بخش از تاریخ باید در مورد تقطیر صحبت کنیم.

کتاب ساخت اولین دستگاه های تقطیر رو به کیمیاگران اسکندریه در حدود سال های ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلادی نسبت میده. دستگاه هایی که بعدها تغییر کردن و روش های استخراج مواد هم پیشرفته تر شد.

یکی از شخصیت هایی که در این بخش اهمیت زیادی داره ابن سیناست. علی سینا بلخی (Avicenna) که بین سال های ۹۸۰ تا ۱۰۳۷ میلادی زندگی میکرد. پزشک و فیلسوف ایرانی که کتاب به نقش اون در تکمیل روش تقطیر با بخار برای استخراج روغن گل رز اشاره میکنه.

گل رزی که اینجا نام برده شده Rosa centifolia هست.

در روش تقطیر با بخار، ترکیبات فرار همراه با بخار از ماده گیاهی خارج میشن و بعد با سرد شدن بخار میشه محصولات حاصل از تقطیر رو جمع آوری کرد. روغن گل رز و گلاب هر دو از محصولاتی هستن که میشه از این فرایند به دست آورد. البته ترکیبات موجود در فاز روغنی و آبی یکسان نیستن و برای همین هم بوی گلاب با بوی روغن گل رز تفاوت داره.

تولید روغن گل رز و گلاب به مرور گسترش پیدا کرد و تبدیل به محصولاتی شد که در حجم زیاد تولید و به مناطق مختلف صادر میشدن.

اینجا هنوز عطر بر پایه الکل ساخته نشده. چیزی که بعدها با پیشرفت روش های تقطیر و تولید الکل با خلوص بالاتر امکان پذیر شد.

در سال ۱۳۲۰ میلادی تقطیرکنندگان ایتالیایی خنک کننده مارپیچی یا Serpentine Cooler رو توسعه دادن. این بخش از تجهیزات تقطیر امکان سرد کردن و میعان بخار رو فراهم میکرد و در تهیه الکل با درجه بالاتر اهمیت داشت.

در کتاب اشاره شده که در حدود سال ۱۳۷۰ میلادی یک عطر بر پایه الکل در فرانسه ظاهر شد که به نام L’Eau de Hongrie یا Hungary Water شناخته میشد. همون آب مجارستان.

طبق روایتی که از این عطر وجود داره، فرمولش به دستور ملکه مجارستان توسط کیمیاگر دربار تهیه شده بود.

حضور الکل یک تفاوت مهم در ظاهر محصول ایجاد میکرد. عطرهای قدیمی تر بیشتر بر پایه روغن بودن ولی حالا محصولی شفاف در اختیار داشتن که میتونست مواد معطر رو در یک پایه الکلی عرضه کنه.

جالب اینکه چنین محصولاتی فقط برای خوشبو کردن بدن استفاده نمیشدن. حتی مصرف خوراکی هم داشتن و برای درمان بیماری های مختلف تجویز میشدن. همون باور قدیمی درباره ارتباط رایحه و درمان که قبلا در موردش صحبت کردیم.

حالا به سال ۱۷۰۹ میرسیم.

جیووانی ماریا فارینا (Giovanni Maria Farina) در شهر کلن محصولی رو با نام Aqua Admirabilis معرفی کرد. محصولی که بعدها با عنوان Kölnisch Wasser یا Eau de Cologne شهرت پیدا کرد.

همون ادکلن.

البته اینجا ادکلن اسم یک نوع محصول و سبک عطریه که از شهر کلن گرفته شده. نه اینکه هر عطری رو بشه ادکلن نامید. موضوعی که هنوز هم توی صحبت های روزمره خیلی باهاش روبرو هستیم.

در مورد مصرف ادکلن توسط ناپلئون هم روایت جالبی توی کتاب وجود داره. گفته شده ناپلئون بناپارت روزانه تا دو بطری ادکلن مصرف میکرده که روی سر و شانه های خودش میریخته. این مقدار مصرف حتی با معیارهای امروز هم خیلی زیاده.

بعدها در سال ۱۸۱۰ فرمانی در دوران ناپلئون صادر شد که عطر رو از محصولات دارویی جدا میکرد. محصولاتی که برای مصرف داخلی و درمان بیماری عرضه میشدن باید ترکیبات خودشون رو اعلام میکردن.

برای عطرسازانی که تمایلی به آشکار کردن فرمول هاشون نداشتن این موضوع اهمیت زیادی داشت. چون میتونستن ادعاهای درمانی رو کنار بذارن و محصول خودشون رو صرفا به عنوان عطر عرضه کنن.

به این شکل استفاده از عطر به عنوان یک محصول زیبایی و بعدها بخشی از مد گسترش پیدا کرد.

با وجود اینکه ادکلن ها خیلی محبوب شده بودن ولی بیشتر عطرهای قرن هجدهم و نوزدهم و حتی اوایل قرن بیستم بازسازی بوی گل ها بودن. یعنی عطرساز سعی میکرد بوی یک گل مشخص رو بازسازی کنه. به این عطرها سولی فلور (Soliflore) میگن.

توی کتاب چند تا نمونه از این عطرها آورده. مثلا Lily of the Valley فلوریس که مربوط به حدود سال 1750 هست. یا Rose و Jasmin مولینارد در سال 1860.

بعدها کوتی Rose Jacqueminot رو در سال 1904 و Jasmin de Corse رو در سال 1906 معرفی کرد. هوبیگان هم Violette Pourpre رو در سال 1907 داشت. از نمونه های دیگه میشه به Narcisse Noir کارون در سال 1912 اشاره کرد. گاردنیا شنل در سال 1925 و Le Muguet de Bois کوتی در سال 1942 هم توی کتاب نام برده شده.

حالا چرا بیشتر این عطرها بازسازی بوی گل ها بودن؟

برای پاسخ باید ببینیم عطرساز اون زمان چه موادی در اختیار داشته. بیشتر مواد اولیه از منابع طبیعی تهیه میشدن. روغن های ضروری و مواد معطری که از گیاهان استخراج میکردن. با همین مواد میتونستن بوی گل های مختلف رو هم بازسازی کنن.

مثلا موگه (Muguet) یا همون Lily of the Valley از گل هایی هست که نمیشه مثل خیلی از گیاهان دیگه روغن ضروری اون رو به روش معمول استخراج کرد. پس برای ساخت بوش باید از ترکیب مواد دیگه استفاده میکردن.

این موضوع رو قبلا هم توی بحث آکوردسازی داشتیم. قرار نیست همیشه ماده ای که استفاده میکنیم دقیقا همون بویی رو داشته باشه که در نهایت میخوایم بسازیم. ترکیب مواد میتونه نتیجه متفاوتی ایجاد کنه.

ولی تعداد موادی که عطرساز در اختیار داشت محدود بود. مخصوصا وقتی قرار بود به جای بازسازی بوی یک گل، یک رایحه انتزاعی بسازه. یعنی رایحه ای که لزوما نمونه مشخصی در طبیعت نداشته باشه.

توی پایان قرن نوزدهم هنوز ساخت چنین عطرهایی کار ساده ای نبود.

بعد شیمی آلی وارد ماجرا شد. با پیشرفت شیمی امکان بررسی ترکیبات موجود در مواد طبیعی بیشتر شد. مثلا اینکه یک اسانس از چه مولکول هایی تشکیل شده و چطور میشه اون مولکول ها رو شناسایی کرد. از طرف دیگه روش های سنتز مواد معطر هم توسعه پیدا کرد.

همین موضوع باعث شد عطرسازان به تدریج مواد جدیدی در اختیار داشته باشن که قبلا امکان استفاده از اونها وجود نداشت.

تا اینجا بیشتر در مورد تاریخ استفاده از مواد معطر و شکل گرفتن عطرسازی صحبت کردیم. توی بخش بعدی میریم سراغ مولکول های شیمیایی و عطرسازی مدرن.

منبع کتاب: Scent and Chemistry، ویرایش دوم، Wiley-VCH، ۲۰۲۲

به اشتراک بگذارید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *